مدح و مرثیۀ امام رضا علیهالسلام
احساس میکـنم که هـمینجاست جـنّتم هـر وقت در حـریـم تـو گـرم زیـارتـم هرگز به جز تو از تو نمیخواهم ای رئوف این است آرزوی من این است حاجـتم آهـو شـدم فـقـط که نـوازش کـنی مـرا مـن صـیـد مبـتـلا شـدۀ این ضـمـانـتـم یک سال میشود که به مشهـد نـیـامدم یک سال میشـود که فـقـط آهِ حـسرتم خـلوتگُزین صحـنِ گوهرشاد تو، منم یک شب سری بزن به من و کنجعزلتم در شـهـر شُـهـرتم شـده دیـوانـۀ رضـا در مـاجـرای عـاشـقیات درس عبرتم گـندم به دست، گـوشهای از بارگاه تو با جـبـرئـیـلهای حـرم گـرم صـحـبـتم گاهی هـوای مشهـد و گاهی هوای قـم شـکــر خــدا کـبــوتــر بــام کــرامــتـم وقتی که شاه مملکت ماست شاه طوس پس خوشبهحال من که در این مُلک، رعیتم جـاروکـش حـریـم تـوأم، نـوکـر تــوأَم گرد و غـبار صحـن تو شد تاج عـزّتم خـورشید عـالمِین، همین گنبدِ طلاست بر بـام تـو دمـیـده شـود صـبـح دولـتـم من در جوار غیرِ تو جا خوش نمیکنم مـن سـالـیـان سـال کــنـار تـو راحــتـم کُلِّ عشیره، نانخور موسیبن جعفریم قــربـان ایـن گــدا شـدنِ بــا اصــالــتـم ای مهـربـانتر از پدرم! دوستدارمت از کـودکی هـمیـشه تو کردی حـمایـتم مُهر تو مُهر نیست، مسحیایِ طوس ماست صد مُرده زنده میشود از عطر تربتم صد جرعه از شراب بهشتی اگر دهند با چـای حـضـرتیست فـقـط اوج لـذتم محشر، شفیعِ گریهکنانِ تو فاطمه است زهـرا به یُـمن اشکِ تو کرده شـفاعـتم کـاملترین عبادت من نام حـیـدر است ذکـر عــلـی عـلـی شـده کُـلِّ دیــانــتــم سربـاز حـیـدریم، نجف پادگـان ماست در لـشـگـر امـیـرِ عـرب گـرمِ خـدمتم صحن رضاست آیـنۀ صحـن مرتضی مـن مـحـو در تـجـلـیِ این بـینـهـایـتـم سـلـمـانِ سـرسـپــردۀ سـَلـمـانـیِ تــوأم لـطـفـاً بـیـا به دیـدن من وقـت رحـلـتم بـابُ الـجـواد؛ بـابِ مُرادِ دل من است عـمریست دادهای به همین راه عادتم نُـطــقـم کـنـار پـنـجـرهفــولاد بـاز شـد با ذکـر یا رقـیـه بـهـم ریـخـت لُـکـنـتم ای عُـهـدهدار مجـلس عـطشان کربلا! مـن آن حـسـیـنگـویِ دمِ دربِ هــیـأتـم تو روضهخوان آن لب سرنیزهخوردهای من سـیـنـهچـاکِ لـطـمۀ ذکر مـصـیبتم یَـابْنَالـشـبـیب گـُفـتـنِ تو میکُـشد مـرا گفتی: که زخم خوردۀ آن هتک حرمتم یابن الـشـبـیـب جـد مـرا بـیهـوا زدند یابن الـشـبیب جـد مـرا بـا عـصـا زدند |